دکتر میرزایی در نشست «بین‌المللی‌سازی آموزش عالی ایران» مطرح کرد:

دنبال شدن مقوله بین‌المللی سازی آموزش عالی به عنوان یکی از دغدغه‌های جدی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی

۲۸ آذر ۱۳۹۹ | ۱۰:۳۳ کد : ۵۸۸۴۷ اخبار ستادی
تعداد بازدید:۱۷۶۰
دکتر حسین میرزایی رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در نشست «بین‌المللی‌سازی آموزش عالی ایران» که به همت این مؤسسه و مرکز همکاری‌های علمی بین‌المللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد، گفت: مقوله بین‌المللی سازی آموزش عالی را به عنوان یکی از دغدغه‌های جدی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی دنبال کرده‌‌ایم و سعی داشته‌ایم محتوای مورد نیاز جامعه دانشگاهی را در این حوزه تأمین کنیم.
دنبال شدن مقوله بین‌المللی سازی آموزش عالی به عنوان یکی از دغدغه‌های جدی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی

به گزارش اداره کل روابط عمومی وزارت علوم به نقل ازمؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دکتر میرزایی در این نشست که در آن معاونان و مدیران بین‌الملل دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور به صورت مجازی حصور داشتند، با تبریک هفته پژوهش و فناوری و یادآوری این شعار پایدار هفته پژوهش که «بدون پژوهش تصمیم‌گیری نکنیم» به اهمیت ارتباطات بین‌المللی در علم و فناوری اشاره کرد و گفت: تجربه نشان داده تعاملات علمی بین‌المللی خصوصاً در سخت‌ترین شرایط از لحاظ دیپلماسی، اهمیت و اثربخشی بیشتری دارد.
وی افزود: در سطح بین‌المللی بارها شاهد بوده‌ایم که در مواقعی که روابط کشور ها به کمترین حد رسیده و هر روزنه‌ای برای ارتباط بسته شده، ارتباطات علمی و دیپلماسی علمی توانسته، گره‌گشایی کند.
دکتر میرزائی تصریح کرد: در کتاب «علم و دیپلماسی» که توسط مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران ترجمه و منتشر شده در خصوص نقش همکاری‌های علمی بین‌المللی در عرصه سیاست خارجی به تفصیل نوشته شده است.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطر نشان کرد: مؤسسه مقوله بین‌المللی سازی آموزش عالی را به عنوان یکی از دغدغه‌های جدی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی دنبال کرده‌‌ایم و سعی داشته‌ایم محتوای مورد نیاز جامعه دانشگاهی را در این حوزه تأمین کنیم. امیدوارم در ارتباط و تعامل هر چه نزدیک‌تر با همکاران حوزه بین‌الملل در وزارت علوم و دانشگاه‌ها بتوانیم از دغدغه‌ها و مسائل و مشکلات موجود در این حوزه مطلع شده و مطالعات خود را در مسیر رفع این مشکل جهت‌دهی کنیم.
وی در ادامه به معرفی بخشی از آثار منتشره مؤسسه در این حوزه پرداخت و به کتاب «بین‌المللی شدن آموزش عالی»؛ «درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران» و «سیاست زبانی در بین‌المللی سازی آموزش عالی ایران»؛ «آموزش عالی بین‌المللی»؛ «دانشگاه ایرانی در سپهر بین‌المللی»؛ «بین‌المللی‌سازی آموزش عالی»؛ ««بین‌المللی شدن آموزش عالی در آسیا» و «ابعاد فرهنگی و اجتماعی بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها» اشاره کرد.
دکتر میرزائی در عین حال تأکید کرد: این کتاب‌ها در صورتی ارزش دارند که مورد استفاده قرار بگیرند و گرنه جز اتلاف وقت و منابع نبوده‌اند؛ لذا از همکاران در دانشگاه‌ها می‌خواهم در کنار تجارب خود در حوزه بین‌المللی‌سازی آموزش عالی از کتاب‌ها و منابع علمی موجود هم استفاده کنند تا فعالیت‌های خود را با اشراف بر پژوهش‌ها و منابع علمی این حوزه دنبال کنند.
وی با اشاره به بحث دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های خارج که بعد دیگری از بین‌المللی شدن آموزش عالی است، اظهار داشت: در گفت‌وگوهایی که با جمعی از دانشجویان ایرانی دانشگاه‌های خارجی و کارشناسان مربوطه داشتم متوجه شدم که توجهی به این گروه از دانشجویان و مسائل آنها وجود ندارد.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطرنشان کرد: اینکه بخش قابل توجهی از مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف را دانشجویان و افراد علمی تشکیل می‌دهند، مایه افتخار است و باید دانشجویان ایرانی خارج کشور را پس از تحصیل به کشور برگرداند و کسانی که هم در خارج از کشور اقامت کنند به عنوان سرمایه‌هایی بزرگ برای کشور قدر بدانیم و ارتباط خود را برای بهره‌مندی کشور از وجود آنها افزود.

بین‌المللی‌سازی آموزش عالی؛ تجارب، اقدامات و انتظارات
در ادامه این نشست، دکتر فیروزه اصغری، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آینده‌نگر مؤسسه و پژوهشگر میز تخصصی «بین‌المللی سازی آموزش عالی» مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: هفته پژوهش، فرصتی است که ضمن ارائه نتایج تحقیقات خود، چالش‌هایی را هم که به عنوان محقق حوزه بین‌المللی سازی با آن مواجهیم مطرح کنیم.
وی خاطرنشان کرد: با اینکه کشور ما همواره در مسیر توسعه ارتباطات و همکاری‌های بین‌المللی از جمله در حوزه آموزش عالی بوده و گام‌هایی برداشته ولی این بحث به صورت منسجم از حدود ۱۰ سال پیش در وزارت علوم مطرح شده و متأسفانه هنوز هم نتوانسته‌ایم یک چرخه سیاستگذاری در این حوزه شکل دهیم به طوری که مراجع سیاستگذار، سیاست پژوه و مجری بین‌المللی‌سازی آموزش عالی کشور مشخص نشده و یک مرکز در ساختار وزارت علوم، همه حلقه‌های فعالیت در این بخش از سیاستگذاری تا اجرا و ارزیابی را برعهده دارد‌.
وی، نبود شبکه ارتباطی بین بازیگران مختلف این حوزه را از موانع جدی بین‌المللی سازی آموزش عالی عنوان کرد و گفت: یکی از موضوعاتی که همواره بر آن تاکید کرده‌ایم ضرورت تهیه سناریویی دوم برای فعالیت‌های این حوزه در مواقع بحران است که زیان‌های نبود چنین برنامه‌ای را در مقطع کنونی کاملاً احساس کنیم. برنامه تدوین شده در حوزه بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در دوره پس از توافق برجام جواب می‌داد ولی پس از خروج آمریکا از برجام و سپس بروز پاندمی کرونا کاملاً دچار مشکل شده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: برای تهیه آمار و اطلاعات لازم ناچار بودیم تک تک مصاحبه‌های دکتر سالارآملی- معاون بین‌الملل وزیر علوم -، شخص وزیر، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و هر مسئولی که در این حوزه اظهار نظر می‌کرد را دنبال کنیم و از لابه‌لای مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های آنها آمار و اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کنیم.
وی خاطرنشان کرد: پس از یک سال تلاش و مطالعه در زمینه سیاست‌های بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در کشور، سال بعد، روی استادان و دانشجویانی که تجربه همکاری‌های علمی بین‌المللی مثل تدریس به عنوان استاد مدعو در دانشگاه خارج کشور یا انجام تحقیقات یا تألیف کتاب و مقاله مشترک با همکاری محققان خارحی را داشتند، متمرکز کردیم. حاصل این مطالعه در قالب کتابی با عنوان «تجارب زیسته بین‌المللی دانشگاهیان ایران» توسط مؤسسه منتشر شده است.
خانم دکتر اصغری با بیان اینکه یکی از چالش‌های بحث بین‌المللی سازی آموزش عالی، مشکل زبان است گفت: جذب دانشجویان بین‌المللی نقطه عطف بین‌المللی سازی آموزش عالی در ایران است لذا تحقیقات مفصلی در زمینه چالش‌های دانشجویان بین‌المللی در دانشگاه‌های ایران انجام دادیم و از طریق مصاحبه با این دانشجویان، چالش‌ها و مشکلات آنها را شناسایی کردیم. هدف این تحقیقات، بهبود وضعیت دانشجویان بین‌المللی و وضعیت آموزش عالی ملی ما بوده است.

آینده‌نگری تحولات آموزش عالی و دانشگاه در ایران
دکتر محمد حسینی مقدم، عضو هیئت علمی مؤسسه دیگر سخنران این نشست با عنوان «آینده‌نگری تحولات آموزش عالی و دانشگاه در ایران» بود.
وی نخست ضرورت اصلی اجرای پژوهش مذکور را بیان و تأکید کرد: گذار دانشگاه‌های کشور از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب نیازمند آینده‌پژوهی مستمر است تا ضمن شناسایی وضعیت‌های تجربه شده گذشته و حال بتوان امکان‌های مناسبی برای دستیابی به آینده مطلوب ایجاد کرد. این پژوهش با هدف شناسایی اولویت‌ها و ضرورتهای آینده‌نگری و آینده اندیشی علم، فناوری، دانشگاه و آموزش عالی در ایران انجام شده است.
چارچوب مفهومی مورد نیاز برای آینده‌اندیشی تحولات و تغییرات پیش روی نهادهای علمی و تکنولوژیک ناظر بر سه گام است شناخت دقیق واقعیت‌ها با استفاده از رویکردهای متفاوتی که امکان تماشای ابعاد متفاوت واقعیت را به دست دهند و سپس ساخت نقشه ذهنی مبتنی بر واقعیت های شناسایی شده و در گام آخر طراحی استراتژی، سیاست و برنامه‌های اقدام مورد نیاز است.
چارچوب آینده نگری استفاده شده ناظر بر فهم بر هم‌کنش تصاویر، رویدادها، روندها و اقدام ها مطابق نظریه جیمز دیتور است. چگونگی حصول به تصاویر بین الاذهانی در خصوص آینده علم و فناوری در کشور یک گام ضروری برای سیاستگذاری علم در کشور است.
دکتر حسینی مقدم با اشاره به اهمیت فهم رویدادها و روندها گفت: رخدادهایی در تاریخ هستند که جهان را به دو دوره قبل و بعد از خود تقسیم می‌کنند، حملات ۱۱ سپتامبر از اتفاقات و رویدادهایی بود که دنیا را به دو بخش قبل و بعد تقسیم کرد. پاندمی کرونا هم روندی است که واجد چنین توان علی بوده است و دنیا را به قبل و بعد از کرونا تقسیم کرده و خواهد کرد.
دکتر حسینی مقدم با اشاره به عدم تحقق اهداف ترسیم شده در بسیاری از برنامه‌ها و اسناد ملی کشور مثل نقشه جامع علمی کشور گفت: در این نقشه تصویری از آینده ساختیم که حاصل نشد چون محصول خرد جمعی نبود.
وی با اشاره به اینکه طی تحقیقات خود تلاش کرده گزارش‌های مختلف بخش خصوصی و دولتی بین‌المللی را رصد کند، اظهار داشت: بنابر اعلام holon IQ برای آموزش در افق ۲۰۳۰ پنج سناریو قابل تصور است که شامل ادامه آموزش به روش معمول، رشد منطقه‌ای، ظهور غول‌های جهانی، آموزش رو در رو و انقلاب رباتیک است.
وی با بیان اینکه رخنه هوش مصنوعی در زندگی آینده ما مثل نفوذ الکتریسیته در زندگی امروز خواهد بود، اظهار داشت: براساس بردآوردهای صورت گرفته، روندهای آموزش عالی در آینده شامل گسترش هوش مصنوعی، دوره‌های دانش‌افزایی و مهارت‌افزایی، تحول در مدیریت آموزش، تحول در دانش، پژوهش و علم باز، تحول در محیط یادگیری، گسترش به کارگیری اپلیکیشن‌ها، به کارگیری روبات، تحولات فضای دانشگاه، تحول در منابع آموزشی، تحول در سرفصل‌های آموزشی، تحولات حوزه آموزش فنی – حرفه‌ای و ترکیب واقعیت افزوده و مجازی است.
وی در پایان گفت: با توجه به تحولاتی که به شکل مستمر نهادهای علم و فناوری را احاطه کرده‌اند، دستیابی به وضعیت مطلوب در نهادهای علم و فناوری مستلزم طراحی و توسعه نظریه تغییر است که مطابق آن مشخص شود ما در برابر تحولات مذکور چرا نیازمند تغییر هستیم؟

 

چالش‌های فرهنگی و اجتماعی دانشجویان افغانستانی در ایران
دکتر سعیده سعیدی، عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و سومین سخنران این نشست هم در توضیح طرح بررسی چالش‌های فرهنگی و اجتماعی دانشجویان افغانستانی در ایران گفت: در این مطالعه با ۱۴۰ نفر از دانشجویان افغانستانی که حداقل یک سال تجربه حضور در نظام آموزشی ایران را داشته‌اند، مصاحبه عمیق انجام شده است.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات سیاست بین‌المللی‌سازی در ایران، نگاه کلی به دانشجوی خارجی است در حالی که باید توجه داشت برای تدوین یک سیاستگذاری درازمدت و کارآمد در عرصه بین المللی سازی می بایست تفکیک ملیتی و جنسیتی دانشجویان بین المللی لحاظ شود و نمی‌توانیم با همه به طور یکسان برخورد کنیم.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: دانشجویان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران را می توان به چهار گروه تقسیم کرد گروه اول دانشجویان افغانستانی متولد و بزرگ شده در ایران که تجربه مستقیمی از افغانستان ندارند، گروه دوم، نسل یک و نیم مهاجر هستند که در افغانستان متولد شده اند ولی در سنین کودکی به ایران مهاجرت کرده اند، سوم گروهی که پس از سالها اقامت در ایران به افغانستان برگشته‌اند و امروز مجدداً برای گذراندن تحصیلات دانشگاهی به ایران آمده‌اند. گروه چهارم هم افغانستانی‌هایی هستند صرفاً با هدف تحصیل به ایران وارد می شوند و بعد از اتمام دوره تحصیلی بازخواهند گشت. این تنوع دسته بندی دانشجویان، به مواجهه های متفاوت دانشجویان افغانستانی با سیاستگذاری های صورت گرفته در عرصه بین المللی سازی ایران منجر می گردد.
سعیدی با بیان اینکه عنوان دانشجوی بین‌المللی اصولاً به دانشجویی اطلاق می‌شود که برای تحصیل در دانشگاه جابه جایی مرزی داشته است، گفت: دغدغه یک دانشجوی بین‌المللی مسایل آموزشی است ولی دانشجویان افغانستانی دانشگاه های کشور که نزدیک به نیمی از آنها در ایران متولد شده‌اند، دغدغه های فرهنگی و اجتماعی بسیاری دارند که شاید از دغدغه آموزشی آنها کمتر نباشد.
وی با ارائه آماری از رشد باسوادی در بین مهاجران افغانستانی گفت: در اول انقلاب، تنها حدود شش درصد افغانستانی‌های مهاجر باسواد بوده‌اند که این نسبت در سرشماری سال ۷۵ به ۴۸ درصد در مورد زنان و ۵۷ درصد در مورد مردان و در سرشماری ۹۵ به ۶۲ درصد در مورد زنان و ۶۵ درصد در مورد مردان افزایش یافته است. اگر این آمار را با درصد باسوادان افغانستان که ۲۹.۸ درصد در زنان و ۵۵.۵ درصد در مردان است می‌بینیم که مهاجرت و حضور در نهادهای آموزش ایران گام مهمی در باسوادی جامعه مهاجران افغانستانی ساکن در ایران بوده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطرنشان کرد: بخشی از دانشجویان افغانستانی از طریق بورس تحصیلی دافی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و بخش دیگر از طریق پذیرش در کنکور سراسری (پرداخت ۸۰ درصد شهریه دوره های شبانه) و همچنین سهمیه آزاد وارد دانشگاه می‌شوند.
وی اضافه کرد: یکی از مسائلی که استادان مطرح می‌کنند سطح بالاتر آموزشی مدارس ایران است که دانشجویان افغانستانی را در بدو ورود به دانشگاه با مشکل مواجه می‌کند‌‌.
سعیدی با اشاره به حمایتهای در نظر گرفته شده برای دانشجویان بین‌المللی گفت: باید سواد فرهنگی و تعامل بین المللی کارکنان را در این زمینه‌ها بالا ببریم و در این زمینه دچار مشکل هستیم.
وی خاطرنشان کرد: دانشجویان بین‌المللی از جمله افغانستانی‌ها می‌توانند پس از بازگشت به کشورشان سفیران فرهنگی ما باشند و شمار دانشجویان بین‌المللی دانشگاه های کشور را افزایش دهند، لذا لازم است در این زمینه دقت کافی صورت گیرد.
سعیدی با بیان اینکه برای دانش آموختگان افغانستانی هم امکان اشتغال در خیلی زمینه‌ها در ایران وجود ندارد، اظهار داشت: مهاجرت به مقاصد جدید، الگوی مورد استقبال بیشتر دانش آموختگان افغانستانی است خصوصاً اینکه افغانستانی‌هایی که بزرگ شده ایران هستند در صورت بازگشت به افغانستان هم برای انطباق با جامعه جدید مشکلات زیادی دارند.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در پایان اعطای آزادی عمل بیشتر به دانشگاه ها، افزایش سواد فرهنگی، برگزاری جشنواره‌هایی براساس اشتراکات فرهنگی ایران و افغانستان برای نزدیکی بیشتر دانشجویان ایرانی و افغانستانی در دانشگاه‌های دارای دانشجویان افغانستانی، اعطای کمک هزینه به دانشجویان ممتاز خارجی و فراهم کردن امکان تغییر وضعیت اقامتی دانشجویان افغانستانی با سفر به سایر مناطق آزاد مثل منطقه آزاد سلفچگان که هزینه‌های سنگین سفر به کیش را ندارد و تهیه بانک اطلاعاتی از دانش‌آموختگان افغانستانی که در صورت بازگشت به افغانستان یا ماندن در ایران می‌توانند سرمایه انسانی باارزشی برای کشور باشند را برای کمک به دانشجویان افغانستانی و بهره‌گیری از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های آنها پیشنهاد کرد.
س.س ۵۱/ ل.م ۵۴/ ع.ع ۵۷


( ۲ )