سخنرانی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در همایش ملی خلیج فارس

۱۷ تیر ۱۳۹۳ | ۱۵:۳۸ کد : ۲۴۹۳۰ پیام های وزیر
تعداد بازدید:۲۶۵
بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم
در روز جمعه، روز متعلق به مولا و آقایمان حضرت ولی عصر، میلاد پدر گرامیشان حضرت امام حسن عسکری را خدمت شما فرزندان عزیزم تبریک عرض می نمایم. شما جوانان خصوصاً دانشجویان عزیز، همیشه دیده بانان استقلال، عزت و عظمت این کشور و سرزمین بوده‌اید، و این حرکت امروز شما نیز جلوه‌ای از این خلوص، صفا و ژرف نگری است. هم اقدام انقلابی و خردمندانه شما در تنظیم و امضاء منشور وحدت نیروهای پیرو وفادار به امام و رهبری قابل تقدیر است و هم این نخستین گام بلند و بجای شما در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی قابل ستایش و تعظیم. جهان اسلام و ایران عزیز با داشتن فرزندان مؤمن، خردمند و دوراندیشی همچون شما، بلاشک مدارج تعالی، ترقی و پیشرفت را با شتاب هرچه تمام‌تر طی خواهد نمود. بلاشک خلق چنین حرکت‌ها و حماسه‌هایی ضمن ایجاد یأس در دشمنان اسلام و ایران، باعث دلگرمی مسئولان خدمتگزار نظام و نیز اقتدار ایران و جهان اسلام خواهد گشت. به یقین بدانید که دولت خدمتگزار با پشتوانه ملت بزرگ ایران و شما جوانان و دانشجویان عزیز محکم و استوار و بیش از پیش از انقلاب اسلامی و دست‌آوردهای آن در کلیه عرصه‌های داخلی و بین‌المللی و با تکیه بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی دفاع خواهد کرد.
مقدمه
خلیج فارس، یک منطقه جغرافیایی با قدمت تاریخی است؛ منطقه‌ای که بسیاری از کشورها هویت و موجودیت خود را با آن تعریف می‌کنند. هر کشوری در داخل هر منطقه‌ای که قرار گرفته است عمدتاً آن منطقه برای آن کشور اهمیت محوری و حیاتی پیدا می‌کند زیرا بیشتر تحولات، هم در سطح سیستم بین‌الملل و هم در سطح منطقه به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سیاست‌های آن کشور تاثیر گذاشته و نیز آن منطقه مورد نظر از سیاست‌های آن کشور تاثیر می‌پذیرد. این مساله در مورد مناطق راهبردی جهانی اهمیتی بس مضاعف پیدا می‌کند. منطقه خلیج‌فارس چنین جایگاهی را در بین سایر مناطق دنیا دارد، به ویژه که این منطقه در دل یک حوزه وسیع‌تر جغرافیایی (یعنی خاورمیانه) قرار دارد که هم برای بازیگرانِ خود منطقه و هم برای بازیگران خارج آن منطقه حائز اهمیت است و موضوعات مهمی از جمله امنیت جهانی، نفت، تسلیحات کشتار جمعی، مسئله رژیم اشغالگر قدس، اسلام سیاسی و بنیادگرایی و اصول‌گرایی اسلامی ‌اهمیت آن را دوچندان می‌کند. اکثر تحولات و سیاست‌ها در سطح بازیگران ملی در این منطقه و نیز در سطح خود منطقه و فراتر از آن در سطح سیاست‌های جهانی با یکدیگر در ارتباط بوده و در هم تنیده‌اند؛ به عنوان مثال، وقوع انقلاب اسلامی ‌ایران در سطح منطقه خلیج‌‌فارس نتایج و بازتاب فوری داشته به طوری که عموم تحولات پس از خود را ـ بویژه در ارتباط با همسایگان و نیز قدرت‌های بزرگ ‌ـ تحت تاثیر قرار داده است. این انقلاب معادلات منطقه را در گستره وسیعی به هم زد و ایران، پس از آن نقشی متفاوت و حیاتی در منطقه به عهده گرفت. در سطح منطقه، وقوع جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و نیز جنگ اخیر که به سرنگونی دیکتاتور عراق انجامید، بیشتر از همة بخش‌های جهان و یا حتی حوزه‌های دیگر خاورمیانه، بر این منطقه تاثیر گذاشته است و در آینده نیز همچنان معادلات منطقه از آن متاثر خواهد شد. در سطح سیستم بین‌الملل نیز بسیاری از سیاست‌ها و راهبرد‌های بین‌المللی معطوف به منطقه خلیج‌فارس است. لذا ملاحظه می‌شود که چگونه مناطق و به ویژه منطقه خلیج‌فارس اهمیت حیاتی برای بازیگران داخل و خارج آن پیدا می‌کند. امروزه خلیج‌فارس از جهات متعدد برای ما اهمیتی خاص یافته که در ادامه به پاره‌ای از آنها اشاره می‌شود.
1. «خلیج فارس» به عنوان یک منطقه دارای ویژگی‌های خاص خود است. این خلیج پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان به شمار می‌‌آید.
2. از بین هشت کشور واقع در منطقه خلیج فارس، ایران بیشتر از همه حائز اهمیت است. این اهمیت به دلایل تاریخی، فرهنگی، جمعیت، وسعت و ازدیاد قلمرو ساحلی آن می‌باشد. ایران با داشتن 756 مایل خط ساحلی با خلیج ‌فارس بیشترین مرز را با این آبراه بین‌المللی دارد؛ موضوعی که موقعیت ممتازی را به این کشور می‌بخشد.
3. غیر از عمومیت در اهمیت مناطق (یعنی این فرض که هر منطقه‌ای خواه اروپا، شبه قاره هند، آمریکای لاتین، برای بازیگرانش اهمیت خاص دارد)، سلسه‌ای از مسائل اهمیت خلیج‌فارس را تشدید می‌کند؛ مهم‌ترین ِاین عوامل، «نفت» و «امنیت» است. این عوامل و نیز دلائل متعدد دیگر باعث شده تا منطقه خلیج فارس از وضعیت حاشیه‌ای خارج و به یک منطقه مرکزی (و یا به نحو دقیق‌تر به مرکزِ مرکز) تبدیل شود. در چارچوب تحول مفهوم امنیت باید توجه داشت که اگر مفهوم امنیت در دوره جنگ سرد و پس از آن برابر با قدرت نظامی و امنیت اقتصادی بوده است،‌ شاخصه‌های سخت‌افزاری امنیت دیگر جنبه غالب ندارد و امروزه شاخص‌های نرم‌افزاری امنیت در رفتار کشورها به عنوان اولویت اول تعریف شده است. در این خصوص و به صورت مفهومی سیاست‌های امنیتی کشورهای منطقه خلیج فارس در ایجاد تعادلی بین سه پدیده مهم منافع، قابلیت‌ها و تعهدات (در قالب یک مثلث راهبردی) معنا خواهد یافت. این امر ایجاب می‌کند که کشورهای منطقه در تحقق و تقویت امنیت، متکی به خود باشند. از سوی دیگر خلیج فارس به عنوان مهمترین منطقه نفت‌خیز دنیا در نیمه دوم قرن بیستم مطرح بوده است که با پایان یافتن ذخایر نفتی سایر نقاط جهان در نیمه اول قرن بیست و یکم بر اهمیت و جایگاه این منطقه افزودن می‌شود. اگر فرض کنیم که خلیج ‌فارس فاقد انرژی (نفت و گاز) بود، مطمئناً اهمیت آن به این حدی نبود که در حال حاضر دارد، و احتمالاً روند آن در مسیری متفاوت قرار گرفته بود. به عنوان مثال می‌توان تصور کرد که اگر نفت نبود شاید بازیگران منطقه‌ای این اندازه علایق امنیتی نداشتند که در حال حاضر دارند، شاید اهمیت نداشت که رژیمی اشغالگر و نژادپرست حتماً در همسایگی منطقه خلیج فارس تأسیس شود؛ همچنین اگر آن مؤلفه‌ها نمی‌بود حضور نظامی‌ برای قدرت‌های بزرگ در این منطقه زیاد حائز اهمیت نمی‌بود. خلیج‌فارس از حیث ژئوپولتیکی نیز بسیار حائز اهمیت است. خلیج فارس پل واسط بین شبه قاره هند، آسیای مرکزی و قفقاز، آفریقا، مدیترانه و اروپا می‌باشد و این مساله از حیث ترانزیت اهمیت زیادی دارد؛ این اهمیت زمانی آشکار می‌شود که بدانیم در سده‌های گذشته که هنوز نفت وجود نداشت چگونه خلیج ‌فارس برای امپراتوری‌های بزرگ، (برای صفویان، عثمانی‌ها، پرتغال، بریتانیا و روسیه) اهمیت داشت. البته از قرن نوزدهم به بعد دیگر منافع مادی و تجاری انگیزه حضور اروپاییان در خلیج فارس نبود بلکه ملاحظات سیاسی و راهبردی اهمیت بیشتر یافته و در اولویت قرار گرفتند.
4. اگر عقب‌نشینی بریتانیا از خلیج‌فارس را برای منطقه، نقطه عطفی بدانیم که متعاقب آن آمریکا جایگزین بریتانیا می‌شود، این امر در سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیز نقطه عطفی محسوب می‌شود. در واقع عقب‌نشینی بریتانیا از خلیج‌فارس در سال 1971 ، آغاز واقعی قدرت ایران در منطقه می‌باشد. از آن تاریخ به بعد سیاست خارجی کشور ما، بر خلیج‌فارس و امنیت آن متمرکز شد. ایالات متحده آمریکا به منظور دستیابی به اهداف خود از جمله دسترسی به نفت استراتژی دو ستونی را ایجاد کرد که در این میان ایران ستون اصلی و به عنوان ژاندارم منافع آمریکا حامی منافع آمریکا بود . انقلاب اسلامی ایران نه تنها نشان داد که این سیاست از مشروعیت لازم بر خوردار نیست بلکه به کلی سیاست امنیتی آمریکا را واژگون کرد. پس از آن قدرت‌های بزرگ و در رأس آنها آمریکا تلاش خود را برای مهار انقلاب اسلامی ایران به‌کار بردند که جنگ تحمیلی عراق بزرگ‌ترین نمونه آن بود. ولی آنها نه تنها در تلاش خود ناموفق ماندند، بلکه انقلاب اسلامی ایران ظرفیت‌های جدیدی برای گسترش خود در منطقه خلیج‌فارس و فراسوی آن پیدا کرد. عدم ارزیابی‌های صحیح در مورد سیاست مهار دوگانه، آن را به صورت مقدمه‌ای برای شکست‌های بعدی شیطان بزرگ در منطقه و نافرمانی، بی‌اعتنایی و حتی تمسخر سیاست‌‌های واشنگتن در سطح بین‌المللی درآورد. حادثه یازدهم سپتامبر نقطه عطف دیگری در تلاش آمریکا برای حضور و سلطه در منطقه خلیج فارس محسوب می‌شود که این بار آمریکا در لوای ایجاد و گسترش دمکراسی، دخالت و حضور نظامی خود را در منطقه گسترش داد؛ اما افکار عمومی در کل منطقه خلیج فارس حاکی از افول شدید مشروعیت حضور آمریکا است. بر اساس مستندات موجود آشکار است که آمریکا در حل مسائل خلیج فارس کاملاً ناتوان است؛ بنابراین تأکید بر راهبرد نظامی، موج دشمنی علیه این کشور را در منطقه افزایش خواهد داد و خلیج فارس را با دشواری‌های جدید روبه رو خواهد ساخت.
5. از زمان‌ باستان نام این خلیج، «خلیج پارس»، بوده است. از سفرنامه فیثاغورث (570 قبل از میلاد) تا سال 1958 میلادی در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادل‌های آن در دیگر زبان‌ها ثبت شده است. در منابع لاتینی خلیج فارس با نام «پرسی‌کوم»، در منابع یونانی «پرسیکوس»، امروزه هم که آلمانی‌ها آن را «پرزیشا گلف» می‌گویند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج‌فارس عنوان می‌کند. البته جست و جو در سفرنامه‌ها یا کتاب های تاریخی بر حجم سندهای خدشه‌ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراطوری آنها در قرن‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق‌العاده‌ای داشت. آنها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست یابند. آثار عرب‌زبان نیز بهترین و غنی ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می‌تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت‌وگو شده است. تمام کسانی که نسبت به متون دوره اسلامی شناختی حداقل داشته باشند، با نام ابن بَطُّوطِه، حمدالله مستوفی، یاقوت حَمَوی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتاب‌های خود را به زبان عربی نوشته‌اند، آشنا هستند. همه این افراد ازعنوان خلیج فارسی استفاده کرده‌اند. گذشته از متقدمان نامبرده، می‌توان از نویسندگان عرب متأخر نیز نام برد که در آثار خود از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد کرده‌اند. بنابراین از دیرباز یعنی از قبل از اسلام، در دوران هخامنشیان و اشکانیان، خلیج‌فارس یک دریای ایرانی محسوب می‌شده و حتی پس از اسلام نیز زمانی که حکومت مرکزی قدرتمندی نیز نبوده است، حکامی‌که در مناطق مختلف ایران بودند، بر این دریا و نیز دریای هرمز مسلط بودند. «خلیج پارس» نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع تاریخی که از سده‌های پیش از میلاد مسیح مطرح بوده است. قدمت نام خلیج فارس چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج‌فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد حضرت مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش، ‌نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج‌فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. در کتیبه‌ای که در محل کانال سوئز به دست آمده نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود». این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. حتی یکی از دلایل اصلی حمله یونانی‌ها به ایران، راهیابی به خلیج فارس بود. فقط کشورهای استعماری، و در این زمان، آمریکا نیست که می‌خواهد به این آبها دسترسی داشته باشد. یونانی‌ها از زمان هخامنشیان به این خلیج دلبسته بودند. یونانی‌ها برای پیشرفت اقتصاد کشورشان مجبور بودند که به آبهای خلیج فارس راه پیدا کنند. شعار تجار آن زمان هم این بود که خلیج‌فارس نه تنها آبش آرام و دور از تلاطم است بلکه خود نیز آرام و امن است. مورخ دیگری نیز از آبهای دریای فارس به عنوان آبهایی آرام و با امنیت نام برده است. همچنان که «ژان ژاک پرینی» نویسنده فرانسوی کتاب خلیج فارس تصریح می کند: «ملل و طوایف بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده است».
6. درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دایرة المعارف‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها، نام «خلیج فارس» در تمام زبان‌ها به همین نام ذکر شده است. در دهه ‌1960 میلادی و با اوج گرفتن پان عربیسم، برخی از کشورهای عربی این خلیج را با نام جعلی و غیرتاریخی دیگری یاد کردند. ایران، به نوبه‌ی خود با تصویب دو قطعنامه در سازمان ملل متحد، نام خلیج فارس را رسماً وارد اسناد این سازمان کرد. قطعنامه نخستین در 5 مارس 1971 ومورد دوم در 10 اوت 1984 تصویب شدند. اصطلاح جعلی «خلیج غیر فارسی» برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی استعمار پیر انگلیس در خلیج فارس به نام «سر چارلز بِلگِرِیو» عنوان شده و در واقع او بوده است که به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این نام را مطرح کرد. سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار این نام غیرفارسی را به کار برد. این در حالی است که نام «خلیج فارس» از جمله نام هاى تاریخى است که از گذشته بسیار دور تاکنون در اسناد، قراردادها و مکاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت هاى دور و نزدیک آن از فارس و عرب، ترک و هندى تا اروپاییانى قرار داشت که چند صباحى بر آن تسلط پیدا کردند. در چند دهه گذشته نام تاریخى خلیج فارس از سویى معرف هویت یکى از ملت‌ها و زبان‌هاى ساکنان سواحل آن است و از سوى دیگر نشان از احترامى داشت که دیگر ملت‌هاى همجوار آن، از جمله اعراب براى این نام‌گذارى قائل بودند. متأسفانه در دهه‌هاى گذشته برخى از همسایگان در اقدامى که با روح همزیستى مسالمت آمیز ملل و فرهنگ‌هاى منطقه ناسازگار بوده به جاى نام معتبر خلیج فارس از نام «خلیج‌ غیرفارسی» یا «خلیج» استفاده مى‌کنند و اخیراً نیز علاوه بر کشورهاى عربى پاره‌اى از سازمان‌ها، ارگان‌ها، خبرگزارى‌ها یا مجلات و رسانه‌هاى بین‌المللى نیز به نام‌گذارى‌های مجعول رو آورده‌اند. این نامگذارى‌ها از جمله دامن برخى از جزایر ایرانى خلیج فارس را نیز در بر گرفته است و در سالهای اخیر، برخی سیاست‌های نسنجیده و مغرضانه باعث شده تا مساله تلاش بیهوده برای تغییر نام این منطقه ادمه داشته باشد. واقعیت این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ‌نگاری بر روی این خلیج گذاشته شده است و انگیزة تلاش حساب شده‌ای که برای تغییر این نام به عمل می‌آید، تفرقه و نفی انسجام اسلامی کشورهای این منطقه است؛ همسایگان عزیز ما در کشورهای عرب منطقه نیز نباید خدای ناکرده در جهت تدوین تاریخی نو با بیگانگان هم‌آواز شوند. هویت این کشورها و ایران برای همیشه در چارچوب فرهنگ و تمدن اسلامی قابل تفسیر است. هرگونه همسویی و همگامی آنها با عوامل تفرقه‌ساز، جز به هم ریختن انسجام اسلامی و تشتت فکری و فرهنگی پیامد دیگری به دنبال نخواهد داشت. فعالیت‌های کلیه کشورهای خلیج فارس باید در جهت همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی و تقویت هویت اسلامی کشورهای منطقه باشد. خلیج فارس کانون همگرایی، وحدت و انسجام اسلامی و نیز صلح و صفای دینی است.
7. امید است کشورهای منطقه با استفاده از تجاربِ تاریخ جنگها و نقش مخرب قدرتهای بزرگ در سیاستهای منطقه و به ویژه در وقوع جنگهای عمده و تلف کردن منابع منطقه، اختلافات خود را به تدریج کنار گذاشته و با حل اختلافات به صورت گام به گام به جای اتکای منابع امنیتی خود به کشورهای خارج از منطقه، به همدیگر اتکا کرده و با اتخاذ تدابیر و سیاستهای اعتماد و امنیت‌سازی که جمهوری اسلامی ایران همواره مشوق و حامی آن بوده، به تدریج زمینه های همگرایی و همکاریهای امنیتی بین خود را گسترش دهند. جمهوری اسلامی ایران با اذعان به اهمیت همین مسئله و لزوم گسترش همکاریها بین کشورهای منطقه و با الهام از رهنمودهای مقام معظم رهبری که امسال را سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نام گذاری کرده اند دست دوستیِ تمام کشورهای منطقه برای همکاری در زمینه های مختلف امنیتی، سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی ـ از جمله ایجاد تاسیسات هسته‌ای مشترک برای دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و سرمایه گذاری مشترک در این حوزه ـ را می‌فشارد. بنابراین انتظار می‌رود کشورهای منطقه با کنار گذاشتن اختلافات خود و برای اهمیت دادن به ثبات و ایجاد همبستگی مشترک امنیتی، گامهای جدی (بدون توجه به بیگانگان) بردارند. این منطقه ظرفیت بالایی برای انسجام کشورهای اسلامی دارد؛ تحقیقات پیرامون امکان‌سنجی تشکیل سیستم امنیتی مشترک خلیج فارس و همگرایی بین کشورهای منطقه، حاکی از آن است که مانع اصلی در رسیدن به این منظور، سیاستهای کشورهای فرا منطقه‌ای، از جمله آمریکا می‌باشد که مانع اصلی در جهت همگرایی و در مقابل ایجاد اختلاف بین کشورهای منطقه است. کشورهای منطقه خلیج فارس باید به خوبی دریافته باشند که قدرت‌های خارجی در منطقه بیشتر به دنبال منافع پایدار خود هستند و نمی‌توانند متحدان همیشگی و راهبردی کشورهای منطقه باشند. ضمن اینکه سهم این کشورها در همکاری مالی بسیار کم بوده و در عوض بیشتر هزینه‌ها بر عهده کشورهای منطقه است. بی‌تردید برای تاسیس یک سیسم امنیتی با ثبات و مشترک، نقاط اشتراک بازیگران بسیار حائز اهمیت می باشد و این در حالی است که کشورهای منطقه نقاط اشتراک و زمینه های مشترک همکاری زیادی بین خود دارند. وجود دین اسلام به عنوان دین مشترک همه کشورهای منطقه مهمترین زمینه ایجاد اتحاد امنیتی در سایر حوزه‌ها از جمله حوزه اقتصادی و فرهنگی نیز محسوب می‌شود؛ البته در صورتی که کشورهای منطقه پتانسیلهای همکاری بین خود بدون دخالت بیگانگان را دریابند. روند منطقه‌ای شدن در سیاست‌های فرا ملی ایجاب می‌کند تا کشورهای منطقه خلیج فارس با یکدیگر همکاری فزاینده داشته باشند و این همکاری وقتی عملی و هدفمند خواهد بود که ساختار تصمیم‌گیری آنها بر منافع ملی بنا شده باشد.
جمع‌بندی
با توجه به مسائل گفته شده، خلیج فارس می‌تواند به دور از تبلیغات دشمنان عرصه‌ای باثبات و آرام برای تعامل مشترک کشورهای منطقه و امنیت بین‌المللی باشد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران و هر یک از کشورهای منطقه می‌توانند به نحو موثر، نقشی فعال و ایجابی داشته باشند. از سوی دیگر باید تاکید کرد که نام‌هاى تاریخى، تنها بیان‌کننده موقعیت جغرافیایى یک سرزمین یا هویت مردمى که در آن دیار زندگی می کنند، نیست؛ این نام‌ها پشتوانه تاریخ و فرهنگِ همه اقوام و ملت‌هایى است که در یک مکان جغرافیایى یا پیرامون آن در طول تاریخ با هم مراوده و داد و ستد فرهنگى و تاریخى داشته اند. تلاش براى تغییر این نام‌ها که با هویت جمعى مردم آن آمیخته است نه تنها تعرض به مردم آن سرزمین است بلکه نادیده گرفتن هویت جمعى منطقه‌اى است که در آن سکوت دارند. استمرار چنین حرکاتى به روح سازگارى ملل همجوار و داراى قرابت‌هاى فرهنگى و تاریخى خدشه وارد می‌کند و مانع از همگرایى و وحدت ملت‌هایی است که در شرایط رو به تحول جهان امروز، تنها از طریق گسترش همکارى‌هاى منطقه‌اى می‌توانند به اهداف خود دست یابند.
بدیهی است که روح تلاش و امید و آینده‌نگری در شما دانشجویان نه تنها می‌تواند توطئه‌های دشمنان را خنثی کند بلکه در اقدامی جدی و مؤثر آنها را از دشمنی بازداشته و تحت تأثیر قدرت و ایمان شما، آنها به همکاری در جهت اهداف بلند انسانی و اسلامی ناگزیر شده و همسو خواهند گشت.