سخنرانی دکتر محمد مهدی زاهدی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در همایش حوزه و دانشگاه

۱۷ تیر ۱۳۹۳ | ۱۵:۳۸ کد : ۲۴۹۱۳ پیام های وزیر
تعداد بازدید:۲۶۵
تالار علامه امینی دانشگاه تهران - 27/9/1385
 
پیام نوروزی امام در سال 1359 و تأکید ایشان بر ضرورت انقلاب فرهنگی و نیز وحدت حوزه و دانشگاه نشان‌دهنده عمق بصیرت ایشان در شناخت مسائل روز جامعه و راه حل نهایی آن است.
شهادت آیت‌الله دکتر مفتح به عنوان نماد وحدت حوزه و دانشگاه و کسی که بیشترین مجاهدت‌ها را برای تحقق وحدت حوزه و دانشگاه به انجام رسانده نشان دهنده آن است که تا چه حد دشمنان از ایده وحدت حوزه و دانشگاه هراس داشتند چرا که می‌دانستند درایت و هوشمندی امام در شناخت بن‌مایه مشکلات انقلاب نوپای اسلامی باعث نقش برآب شدن توطئه‌های آنان خواهد شد.
حوزه و دانشگاه دو نهاد قدرتمند برای رساندن جامعه و کشور به سرمنزل تحقق تمدن نوین ایرانی‌ـ اسلامی‌اند. تحقق تمدن نوین اسلامی‌ـ ایرانی جز از راه تحقق دانشگاهی که چنین تمدنی را بسازد میسر نخواهد بود. بنابراین تحقق دانشگاه تمدن‌ساز که در آن هم حوزویان و هم دانشگاهیان سهم و نقش داشته باشند. راهی است که می‌بایست در آن کوشید.
دانشگاه تمدن‌ساز چیزی نیست جز همان دانشگاه اسلامی که امام و مقام معظم رهبری بارها و بارها بر آن تأکید کرده‌اند. در دانشگاه اسلامی بنابر نظر امام جهت علم الهی است. یعنی تولید علم جهت‌دار الهی هدف و غایت دانشگاه اسلامی است. در دانشگاه اسلامی همه پدیده‌ها چونان آیت الهی مطالعه می‌شود و همه هستی، امری واحد و متعلق به خالق یکتا دیده می‌شود. بدین‌معنا حتی علم تجربی نیز ماهیتی دینی و الهی پیدا می‌کند.
هدف از ایجاد دانشگاه اسلامی در برونداد آن نیز تجلی پیدا می‌کند. بدین‌صورت که خروجی‌های این دانشگاه نیروهایی متخصص و متعهدند که اداره جامعه اسلامی را به عهده می‌گیرند. بنابراین تفاوت دانشگاه اسلامی با دانشگاه غیر اسلامی فقط در غایت و هدف است و نه در فعالیت و روشهای آن. مثلاً علم فیزیک زمانی اسلامی است که در جهت کشتن مردمان بیگناه به کار گرفته نشود. علوم انسانی وقتی اسلامی هستند که هدف غایی آنها، سعادت بشر و کمال انسان باشد. پزشکی وقتی اسلامی است که در آن حقوق بیماران را رعایت کنند. و ارزش حیات یک تن را برابر همه انسانیت بدانند، تن آدمی را عمارتی برای روح ببینند که اگر سالم باشد زمینه مناسبی برای اعتلای روح فراهم می‌آید.
اما این بدان معنی نیست که در دانشگاه اسلامی از اصول و قواعد علمی شناخته شده و جهانی عدول می‌شود. فقط جهت‌گیری آن مهم است و ربطی به روشمندی و هنجارهای جهانی علم ندارد. فعالیت‌های علمی، آموزشی و پژوهشی در دانشگاه اسلامی نیز از همان حداقل اصول و روشها و قواعد لازم تعبیت می‌کند که در همه دانشگاههای دنیا معتبر است و در واقع جزو تجارب و رهیافت‌های بشری محسوب می‌شود.
دانشگاه تمدن‌ساز اسلامی همه لوازم و شرایط تخصصی، فنی، حرفه‌ای، علمی و صنفی لازم برای اتصاف یافتن به عنوان دانشگاه را مثل دانشگاههای معتبر و جدید دیگر باید داشته باشد.
اگر در عرف شناخته شده آموزش عالی، دانشگاه باید هویت صنفی و استقلال آکادمیک و آزادی علمی داشته باشد، دانشگاه اسلامی هم باید چنین باشد. اگر شرط عضویت در هیأت علمی دانشگاه، داشتن تخصص و سیر مراحل و صلاحیت‌های علمی و تجربی است، برای دانشگاه اسلامی نیز این شرط الزامی است. تنها فرق دانشگاه اسلامی این است که بنیاد آن از آغاز با هدف‌ها و جهت‌گیری اسلامی پایه‌ریزی می‌شود و هیأت امنا و شوراها و مدیریت و استاد و دانشجوی آن این جهت گیری عام را می‌پذیرند و در آن راستا حرکت می‌کنند.
بنابراین شاخص تحقق دانشگاه تمدن‌ساز اسلامی خروجی آن است:
1ـ علم جهت‌دار الهی
2ـ نیروی انسانی متخصص و متعهد
اکنون باید ببینیم نخبگان حوزوی و دانشگاهی هر یک به چه میزان در تحقق دانشگاه تمدن ساز اسلامی نقش و سهم دارند. نقش حوزویان در چنین دانشگاهی آن است که با بهره‌گیری از علوم و معارف دینی به تبیین جهت کلی همه علوم و پدیده‌های جهان هستی بپردازند. دانشگاهیان متخصص نیز باید علوم و معارف مدون را تولید کنند و در خدمت توسعه و پیشرفت جامعه اسلامی قرار دهند. همدلی و همکاری حوزویان و دانشگاهیان نخستین شرط تحقق وحدت حوزه و دانشگاه است. برای آنکه این همدلی و همکاری به وجود آید، همگی باید هدف غایی نظام یعنی تحقق تمدن نوین ایرانی‌ـ اسلامی از راه تحقق دانشگاه تمدن‌ساز را همواره در پیش چشم داشته باشند.