سخنرانی دکتر نجفی سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بیست و دومین سالگشت تأسیس دانشگاه جامع علمی و کاربردی

۰۷ آبان ۱۳۹۳ | ۱۰:۰۱ کد : ۱۲۰۱۸ اخبار ستادی
تعداد بازدید:۷۰۲
دکتر نجفی سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بیست و دومین سالگشت تأسیس دانشگاه جامع علمی و کاربردی سخنرانی کرد.به گزارش روابط عمومی وزارت علوم، متن کامل سخنرانی دکتر نجفی بدین شرح است:سلام عرض...

دکتر نجفی سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بیست و دومین سالگشت تأسیس دانشگاه جامع علمی و کاربردی سخنرانی کرد.

به گزارش روابط عمومی وزارت علوم، متن کامل سخنرانی دکتر نجفی بدین شرح است:

سلام عرض می¬کنم به محضر یکایک شما خواهران و برادران عزیز و ایام عزاداری حضرت اباعبدا... الحسین را تسلیت می¬گویم. امیدوارم در این روزهای حزن و اندوه اهل بیت خداوند به همه ما توفیق عزاداری و زیارت و عبادت بیشتر را عنایت بفرماید.
بیست و دومین سالگشت تأسیس دانشگاه جامع علمی وکاربردی را به همه شما عزیزان که هر کدام سهمی در پیشرفت و توسعه این دانشگاه داشتید تبریک عرض می¬کنم. من با دیدن این جمعیت و شخصیت¬های علمی و فرهنگی حاضر در این جمع احساس می¬کنم که چه سرمایه اجتماعی و علمی و فرهنگی بزرگی پشت سر این دانشگاه قرار گرفته و از این جهت بسیار خوشحالم.
به هر حال این برنامه یک روزه که به همت دکتر شفیعی و همکارانشان برگزار می¬¬شود فرصت خوبی است که نگاهی به گذشته و عملکرد دانشگاه در این دوران 22 سال داشته باشیم و تجربیات و دستاوردهایمان را مرور کنیم و نقاط ضعف و قوت آن را ارزیابی و سپس به آینده بیندیشیم و برای آنچه باید انجام شود برنامه¬ریزی و طراحی کنیم.
لازم است قبل از ورود به موضوع از همه کسانی که در تأسیس و فعالیت این دانشگاه در 22 سال گذشته زحمت کشیده و تلاش کردند تقدیر و تشکر کنم و در این میان باید یاد و خاطره دو نفر را گرامی بداریم، دو نفری که متأسفانه در جمع ما نیستند.
بنده چون از روزهای اول بحث در مورد شورای عالی آموزشهای علمی و کاربردی و بعد از آن، دانشگاه جامع علمی کاربردی، در جریان مباحث و خود وزیر آموزش و پرورش بودم در تصمیم گیری¬ها و برنامه¬ریزی¬ها نقش داشتم، می¬دانم دو نفر در تأسیس چنین مجموعه¬ای خیلی مؤثر بودند:
یکی مرحوم زنده یاد دکتر حبیبی بودند که اصولاً ایشان کارشناس برجسته¬ای در مسائل آموزشی و بخصوص آموزشهای فنی و حرفه¬ای و مهارتی بودند و در منصب معاونت اول رئیس جمهور در آن زمان نقش بسیار تاثیر¬گذاری در تصمیم¬¬گیری داشتند و دومی مرحوم زنده یاد دکتر ابتکار که ایشان هم چهره شناخته شده و برجسته علمی دانشگاهی بودند که به¬طور خاص اصولاً نظرشان و دیدگاهشان در مورد آموزشها متوجه آموزشهای علمی و کاربردی بود. انشاا... خداوند روح آن دو بزرگوار را قرین رحمت و شادی بفرماید.
موضوع مهارت و مهارت آموزی مقوله جدیدی در جوامع انسانی نیست، از همان آغاز دوره تمدن در حیات بشری و دوره تمدن سازی توسط انسان، موضوع مهارت و مهارت آموزی تلاشی برای توسعه وجودی انسان و بالا بردن توانایی های او در مواجهه با مسائل مختلف اطراف خودش بوده است و این توجه تا به امروز ادامه پیدا کرده و موضوع مهارت و مهارت آموزی به عنوان یکی از ارکان نظام های آموزشی در همه دنیا مورد توجه، بحث و مطالعه است.
روشن است که انسان صاحب مهارت در موقعیت¬های مختلف زندگی می¬تواند با توانایی بیشتری مواجه بشود و تاثیرگذارتر باشد. مطالعات روان شناختی حاکی از این است که در شرایط مساوی کسانی که از مهارت در یک یا چند حرفه برخوردارند از اعتماد به نفس بیشتری نسبت به افراد مشابه خودشان برخوردارند.
از نظر اجتماعی و مقایسه میان جوامع هم به نظرم این موضوع صحت دارد و صدق می¬کند، به این معنا که جوامعی که مجموعه اعضا و آحاد آن جوامع، از مهارت بیشتری برخوردارند و مهارت آموزی در آن جوامع شکل و انسجام قوی¬تری دارد از نظر توسعه، پیشرفت، رفاه، شادی در زندگی و شاد زیستی برتر از جوامع مشابه خودشان هستند. که نمونه آن را در کشور آلمان می¬توانیم ببینیم.
در سطح جامعه ایران نیز این موضوع به نظر من مصداق دارد؛ یعنی در جوامع مختلف که در دل جامعه ایرانی وجود دارد ما می بینیم که در بعضی مناطق که از نظر فرهنگی و تاریخی توجه بیشتری به موضوع مهارت، مهارت آموزی و مهارت اندوزی دارند، از خیلی جهات جلوتر و در شرایط بهتری نسبت به سایر مناطق و جوامع قرار گرفته¬¬اند. مثلاً در مورد اصفهان می شود این را مثال زد که فرهنگ مهارت آموزی نسبت به خیلی از مناطق ایران پیشرفته تر و مورد قبول¬تر است.
از نظر فرهنگی و دینی هم همین وضعیت را در جامعه ایرانی می¬توانیم ببینیم که به هر حال همواره توسعه توانایی¬ها با عمل عالمانه و آگاهانه مورد توجه و تأکید بوده، حتی در دوران قبل از اسلام در آموزشهای زرتشت ما داریم که به مسئله کار و عمل آگاهانه و در مواردی «کردار نیک» تأکید و توجه شده است.
خوب در تعالیم اسلامی روشن است که تقریباً در اکثر جاهایی که در قرآن صحبت از ایمان شده، عمل صالح در کنارش نیز ذکر شده است. شاید این مسئله را به ما گوشزد کند که دو مقوله ایمان و عمل صالح، یعنی دو مقوله علم و عمل، به هر حال باید در کنار هم مورد توجه مسلمانان و مومنان قرار بگیرند و اینکه کار و تلاش هدفمند به خودی خود در اسلام مورد مدح و ستایش قرار دارد.
در احوال پیامبر مکرم اسلام نقل شده که ایشان کمتر نکته و بیان منفی نسبت به دیگران ¬داشتند ولی در جایی که ایشان یک بیان منفی را در قبال افراد به کار  بردند وقتی بود که از چند جوان سئوال کردند که شما چکار می¬کنید آنها گفتند که بیکار هستیم و ایشان فرمودند: «سقط من عینی: از چشمم افتادید» و این نشان می¬دهد که کار و عمل مفید و عمل آگاهانه و عالمانه چقدر از نظر اسلام مورد توجه بوده است.
به هر حال تبدیل علم به عمل، تبدیل دانایی به توانایی، تبدیل معرفت به مهارت از مسائلی است که در اسلام مورد توجه و تأکید بوده است.
در فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی هم موارد بسیاری هست مثل همین ضرب المثل «عالم بی عمل، درخت
بی¬ثمر» است، یا «بار درخت علم ندانم به جز عمل» و یا «با علم اگر عمل نکنی، شاخ بی¬بری» یعنی عمل باید همراه علم و آگاهی باشد و مواردی از این نوع در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما بسیار است.
یک جمله کوتاهی از مقام معظم رهبری در برنامه بود که فرمودند «کشور به موازات علم به پنجه¬های کار آمد هم نیاز دارد» و «کار بدون علم کم اثر است و علم بدون کار بی-اثر». این فرمایش حکیمانه¬ای است که در حقیقت ماحصل آن تعالیمی است که از نظر فرهنگی و دینی در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما وجود دارد. به هر حال مهارت آموزی و مهارت موضوعی است که در عین حال که ما در سال¬های بعد از انقلاب و بخصوص از زمان تأسیس دانشگاه جامع علمی و کاربردی زیاد در¬باره آن صحبت کردیم؛ اما به واقع، در مواردی هم از آن غفلت کرده¬ایم. در عمل ما به فراهم کردن مقدمات و الزامات این امر بی¬توجهی کردیم، به طراحی یک سیستم کارآمد در این خصوص و به ایجاد ساز و کارهای لازم بی¬توجهی کردیم، نتیجه اینکه ما در کشورمان این همه فارغ التحصیل داریم اما متأسفانه در ارتباط با نیروی کار ماهر با کمبود شدید مواجه هستیم از یک طرف فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار هستند و از  یک طرف مراکز و مؤسسات به دنبال نیروهای کارآمد و ماهرمی¬گردند.
این نشان می¬دهد آن طور که باید و شاید آموزش¬های ما جهت درستی نداشته است. و در بسیاری از موارد موضوع تربیت نیروهای ماهر و کارآمد نتیجه و حاصل کار آموزش¬های ما نبوده است. متأسفانه دو طرح اجرا شده در آموزش و پرورش یکی تحت عنوان تقویت رشته های فنی و حرفه¬ای و دوره های کاردانی پیوسته که  امکان ادامه تحصیل تا حتی سطح دکتری برای کسانی که از آن سیستم وارد می¬شدند  وجود داشت، و دیگری هم شاخه کار و دانش بود و بسیار در سال¬های اول درخشید و استقبال شایانی هم توسط مدیران و موسسان مدارس کار و دانش و هم دانش آموزان و خانواده هایشان انجام شد، از یک زمانی به بعد آن طور که باید و شاید پیگیری نشد و من فکر می¬کنم اگر همان برنامه به درستی دنبال می شد امروز ما بخش عمده¬ای از بازار کار را از نیروی ماهر و توانا و دارای مهارت اشباع کرده بودیم.
البته امروز از نظر کمّی شاید بگوییم شرایط ما شرایط مناسبی است؛ 1057 مرکز علمی و کاربردی و حدود 800 هزار دانشجو در این مراکز. ولی واقعیت این است که از نظر کیفیت و جهت گیری¬ها هنوز  به آن نقطه مطلوب و ایده¬آل نرسیده¬ایم و باز باید اذعان کنیم که این آموزش¬ها از این جهت که تقاضا محور و جامعه محور هستند در مجموع بسیار آموزش¬های موثر و مفیدی هستند ولی واقعیت این است که در همه موارد این طور نیست.
دانشگاه جامع علمی و کاربردی مسئولیت ها و وظایف سنگینی بر عهده دارد که البته همه آن¬ها مهم هستند اما من به دوسه  مورد تأکید می¬کنم: یکی از آن¬ها هدایت و دادن مشورت به مراکز علمی و کاربردی و مدیران و مؤسسان آن¬هاست.
نکته دیگر مسئله نظارت و ارزشیابی بر این مراکز است. مسئله نظارت مسئله مهمی است. که ما کلاٌ در مورد نظام آموزش عالی کشورمان از ضعف نظارت رنج می¬بریم. من در همین حدود 10 هفته¬ای که در وزارت علوم مشغول خدمت بودم واقعاً یکی از نکاتی که به آن رسیدم این است که باید سیستم نظارتی در وزارت علوم هر چه بیشتر تقویت شود. نظارت بر دانشگاه آزاد، نظارت بر پیام نور، نظارت بر دانشگاه¬های غیر انتفاعی و غیر دولتی، نظارت بر مراکز علمی و کاربردی، نظارت بر خود دانشگاه¬های دولتی نظارت بر پردیس-های خود گردان دانشگاههای دولتی و ...
الحمداله  تنوع هم در نظام آموزش عالی زیاد است و این زیادی تنوع کار نظارت را مشکل می¬کند و متأسفانه ضعف¬های جدی در این زمینه داریم. به نظر من یکی از مهمترین و ظایف دانشگاه، نظارت و ارزیابی مؤسسات است و البته خود مدیران مؤسسات و بنیان گذاران این مؤسسات باید کمک و همراهی کنند و با طیب خاطر نظارت را بپذیرند.
نکته دیگر وظیفه مهمی است که تا کنون در موردش اصلاً بحث نشده است یا اگر شده بسیار کم بوده است و آن اینکه اصولاً ضعف آموزش¬های مهارتی و علمی و کاربردی به نظر من ناشی از دو نکته است: نکته اول ضعف سیاست¬ها و برنامه¬ها. نکته دوم که منشأ این ضعف است مسائل فرهنگی جامعه ما است که متأسفانه بخش عمده¬ای از جامعه ما اصولاً به مسائل مهارتی و عملی کم¬تر توجه می¬کند و حتی در مواردی آنرا کسرشأن می-دانند. سال¬ها در دبیرستان¬ها دانش آموزان را تربیت می-کردیم که دیپلم بگیرند و بعد پشت میز اداری بنشینند. این یک مشکل فرهنگی بود. امروز هم متأسفانه همین مشکل را با دانشگاه¬ها داریم الان هم لیسانس، فوق لیسانس و دکتری تربیت می¬کنیم ولی بخش عمده¬ای از این¬ها تنها چشم اندازی که برای آینده کاری خودشان دارند این است که در اداره استخدام شوند و یک حقوق مستخدمی بگیرند. این یک ضعف فرهنگی است. اینکه جامعه ما واقعاً به اهمیت مهارت و نقش نیروی کارماهر در توسعه کشور پی نبرده و تبیین تبلیغ این موضوع به اعتقاد من با دانشگاه جامع علمی و کاربردی است.
اینکه کسی در هنگام انتخاب رشته همه دانشگاهها را انتخاب و سپس اگر قبول نشد سراغ مراکز علمی کاربردی بیاید باعث می¬شود هیچ وقت ما نیروهای بکر، ‌دست اول و مستعد در این مراکز نداشته باشیم. این موضوعی است که باید به عنوان یک مأموریت اصلی مورد توجه این دانشگاه قرار گیرد.
نکته بعدی اینکه ما باید کاری کنیم که تأسیس این مراکز خوب و با کیفیت برای بنیانگذاران و دانشجویان سوددهی  داشته باشد منظور من سوددهی اقتصادی است،‌ چگونه است اگر فردی از طریق خرده فروشی یا کارهای اقتصادی واسطه¬ای سود خوبی به دست می¬آورد می¬گوییم زحمت کشیده است ولی اگر فردی یک مرکز علمی کاربردی با کیفیت خوب ایجاد کند و بعد از مدتی  هم سودی به دست بیاورد همه واکنش منفی نشان می-دهند؟!
باید این نگاه و طرز تفکر به مراکز آموزشی را تغییر داد منظور من از سود دهی برای مراکز علمی کاربردی برای دانشجویان این است که خانواده دانشجویان بدانند فرزندان آنها بعد از چند سال تحصیل در این مراکز یک کار مناسب و با درآمد مکفی به دست می¬آورند، همانطور که الان خانواده¬ها حاضر هستند فرزندانشان با پرداخت چندین میلیون در پردیس-های خودگران یا دانشگاه آزاد به تحصیل در رشته پزشکی بپردازند برای این است که با این کار اعتبار و آبروی اجتماعی کسب می¬کنند و همچنین شغلی با درآمد مکفی به دست می¬آورند که می¬توانند زندگی خود را به نحو آبرومندی اداره کنند. ما باید تلاش کنیم که مراکز علمی کاربردی چنین وضعیتی پیدا کنند که اگر موفق شویم می¬توانیم بگوییم یکی از گره-های این مراکز باز شده است و در آن صورت استعدادهای خوب را جذب خواهیم کرد.
من دو نکته دیگر را نیز درخصوص این دانشگاه بیان می¬کنم که قبلا خدمت دکتر شفیعی سرپرست این دانشگاه گفته¬ام: در حالی که 1034 مرکز توسط دستگاههای دولتی و بخش خصوصی اداره می¬شود، دانشگاه علمی کاربردی اداره 23 مرکز علمی را  بر عهده دارد که ضرورتی ندارد و باید این مراکز به بخش خصوصی یا سایر مراکز علمی کاربردی واگذار شود.
نکته دیگر این است که براساس مقررات موجود، دانشگاه علمی کاربردی 15% از درآمد مراکز را به خود اختصاص می¬دهد که به نظر من رقم بالایی است و توجیهی ندارد لذا این مبلغ به 12% کاهش پیدا می¬کند و مراکز علمی کاربردی آن 3% را که از این به بعد به دانشگاه علمی کاربردی نمی¬دهند صرف کیفیت  آموزشی و دانشجویان خود کنند یا  از دانشجویان شهریه کمتری دریافت کنند.
اینجانب در خصوص ادغام دانشگاه علمی کاربردی با دانشگاه فنی حرفه¬ای با مسئول این دانشگاه و کارشناسان مشورت کرده-ام و به این نتیجه رسیده¬ام که این ادغام درست نیست و لذا اگر مطمئن بودم در وزارت علوم می¬مانم جزء ‌برنامه¬های میان مدت من ساماندهی این موضوع بود ولی صبر کردم تا دکتر نیلی انشاالله اگر رأی بیاورند خودشان تصمیم بگیرند ولی این اعتقاد خود را به وی منتقل خواهم کرد.
همچنین در پاسخ به برخی خبرهای نادرست باید بگویم که طرحی برای ادغام دانشگاه جامع علمی کاربردی با دانشگاه پیام نور در وزارت علوم مطرح نیست و چیزی که من اعلام کرده¬ام این است که برخی از واحدهای دانشگاه پیام نور با یکدیگر ادغام شوند یا برخی از مؤسسات غیر انتفاعی با یکدیگر تجمیع شوند تا از کاهش پذیرش دانشجو و وجود صندلی¬های خالی آسیب کمتری ببینند و مسأله ادغام واحدهای این دانشگاهها در هم اصولاً مطرح نبوده است. برای همه شما آرزوی موفقیت و سعادت دارم.