یادداشتی که در پیش دارید مختصری است از پایاننامۀ کارشناسی ارشد، با عنوان «ابعاد تأثیرپذیری انقلاب اسلامی ایران از نهضت حسینی» که علیرضا اسدی دانشجوی دکترای مدرسی معارف اسلامی-انقلاب اسلامی دانشگاه تهران، در دورۀ کارشناسی ارشد خود در دانشگاه امام صادق(ع) به تاریخ اسفند ماه سال 1386 ارایه نموده است.
ساختار تحليلي فقهي-اجتماعي امام خمینی(ره) در ارزيابي قيام عاشورا مبتني بر چهار عنصر مهم است:
1- قيام براي تشكيل حكومت: «او مسلم بن عقيل را فرستاد تا مردم را دعوت كند به بيعت تا حكومت اسلامي تشكيل دهد و اين حكومت فاسد را از بين ببرد»(صحيفه نور، ج1، ص 174).
2- آگاهي به شهادت و حركت براي عمل به تكليف: «سيدالشهدا(ع) تكليف شرعي الهي ميخواست عمل بكند، غلبه بكند، تكليف شرعيش را عمل كرده، مغلوب هم بشود، تكليف شرعيش را عمل كرده، قضيه تكليف است»(صحيفه نور، جلد 4، ص 16).
3- تقدم مسایل مهم و اصول اساسي اسلام: «تمام انبياء براي اصلاح جامعه آمدهاند، تمام و همة آنها اين مسأله را داشتند كه فرد بايد فداي جامعه بشود. فرد هر چه بزرگ باشد، بالاترين فرد كه ارزشش بيشتر از هرچيز است در دنيا، وقتي كه با مصالح جامعه، معارضه كرد اين فرد بايد فدا شود. سيدالشهدا روي همين ميزان آمد رفت و خودش و اصحاب و انصار خود را فدا كرد، كه فرد بايد فداي جامعه شود، جامعه بايد اصلاح بشود. ليقوم الناس بالقسط. بايد عدالت در بين مردم و در بين جامعه تحقق پيدا بكند»(صحيفه نور، جلد15، ص 148).
4- قيام امام حسين(ع)، مكتب و روشي براي همۀ مسلمين: «سيدالشهدا و اصحاب او و اهل بيت او آموختند تكليف را، فداكاري در ميدان، تبلیغ در خارج ميدان. ...تكليف ماها را حضرت سيدالشهدا معلوم كرده است. در ميدان جنگ از قلّت عدد نترسيد، از شهادت نترسيد»(صحيفه نور، ج17، ص 60-59).
دیدگاه امام در مورد نهضت حسینی بر نظریۀ امر به معروف و نهي از منكر ایشان تأثیر گذاشته و ایشان تبدیل به یک رهبر انقلابی شدهاند. ایشان حكومت محمدرضا شاه را بهعنوان يك مصداق منكر معرفي کرده(صحيفه نور، ج4، ص 42) و همچنين، ايجاد حكومت را يكي از بزرگترين معروفها ميدانند كه منجر به اجرا شدن احكام اسلام ميشود. ایشان به وضوح اعلام كردهاند كه در اين زمينه از سيد الشهدا الگو گرفتهاند؛ «ما كه تابع حضرت سيد الشهدا هستيم بايد ببينيم كه ايشان چه وضعي در زندگي داشت. قيامش، انگيزهاش نهي از منكر بود كه هر منكري بايد از بين برود، من جمله قضية حكومت جور، حكومت جور بايد از بين برود»(صحيفه نور، ج20، ص 189).
امام خميني در امور مهم كه اساس دين در معرض خطر قرار ميگيرد، نهي از منكر و قيام و مبارزه را واجب میشمرد، هرچند احتمال تأثير هم نداشته باشد؛ «اگر در سكوت علماي دين و پيشوايان مذهب، ترس اين باشد كه معروف منكر و منكر معروف شود، بر ايشان واجب است علم خود را آشكار نمايند و سكوت جايز نيست هرچند بدانند انكار آنان در جلوگيري از فاعل مؤثر نيست و اگر موضوع از اموري است كه شارع به آن اهميت فراوان ميدهد، توجه به زيان و تنگنا نميشود»(امام خميني، تحرير الوسيله، ج2، قم: دفتر انتشارات اسلامی، بیتا. ص 305).
ايشان قيام حسین(ع) را نيز بر همين اساس ميدانند: «او (سيدالشهداسلاماللهعليه)... تکليف خودش را، تکليف الهي خودش را تشخيص داد که بايد نهضت کند و راه بيفتد و مخالفت بکند و اظهار مخالفت و استکبار کند هرچه خواهد شد. در عين حاليکه به حسب قواعد معلوم بود که يک عدد اينقدري نميتواند با آن عدهاي که آنها دارند مقابله کند، لکن تکليف بود»(صحيفه نور، جلد 4، ص 15).
به عقیدۀ ایشان در مفاسد بزرگ که اصل اسلام در خطر است ضرر جانی و مالی نیز موجب ساقط شدن امر به معروف و نهی از منکر نمیشود. امام خميني حرکت امام حسين(ع) را بهعنوان يک حجت و دليل براي واجب بودن فداي جان و مال در حفظ اسلام ميدانند: «حضرت سيدالشهدا سلاماللهعليه به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه بايد کرد. با اينکه از اول ميدانست که در اين راه که ميرود راهي است که بايد همة اصحاب خودش و خانوادة خود را فدا کند و اين عزيزان اسلام را براي اسلام قرباني کند»(صحيفه نور، ج 17، ص 58).
برخی، داشتن قدرت را شرط لازم برای امر به معروف و نهی از منکر و بهانهای برای سکوت خود دانستهاند، اما حضرت امام در جلوگيري از مفاسد ميفرمايند: «شما که مثلاً قدرت نداريد جلوي بدعتهاي حکام را بگيريد و اين مفاسد را دفع کنيد اقلاً ساکت ننشينيد... تا مردم متوجه باشند و نسل آينده سکوت اين جماعت را حجت قرار ندهد و نگويد لابد اعمال و روية ستمکاران مطابق شرع بوده است»(امام خميني، ولايت فقيه، ص 158).
حضرت امام خميني تأکيد ميکنند که ما نبايد به خاطر نداشتن قدرت ساکت باشيم و حتي بايد سعي کنيم قدرت را بهدست آورده و حکومت تشکيل دهيم.
در نتیجه امام خميني بر خلاف اهل سنت و برخی از علماي شيعه با استناد به قيام امام حسين(ع)، امر به معروف و نهي از منکر را در جايي که اصل اسلام در خطر باشد، حتي اگر براي انسان ضرر هم داشته باشد، واجب دانستند و از آنجا که حکومت جائر خود بزرگترين منکر است، با تأسي به قيام امام حسين(ع)، قيام عليه رژيم شاه را بر علما و مردم واجب و لازم دانسته و به اين شکل به يک رهبر انقلابي تبديل شدند؛ لذا قيام امام حسين(ع) بر اندیشه حضرت امام در رهبری انقلاب اسلامی تأثیر زیادی داشته و ایشان بدون استناد به حرکت امام حسين(ع) -که در کتاب ولايت فقيه و سخنرانيهاي خود زياد به آن استناد کردهاندـ به راحتي نميتوانستند لزوم قيام عليه شاه را براي علماي ديگر و مردم توجيه کنند.
با تلاش امام خميني(ره) ابعاد نهضت حسيني، در جامعه احيا شد و مردم با درک حقيقت عاشورا و بهويژه ابعاد سياسي، حماسي و معنوي آن، تلاش کردند با امر به معروف و نهي از منکر، يعني قيام عليه حکومت جور، راه امام حسين(ع) را ادامه دهند. آنها امام خميني(ره) را حسين زمان دانسته و خود تبديل به انسانهايي عاشورايي شدند که براي انجام تکليف و رضاي خدا قيام نموده و انقلاب را به پيروزي رساندند.